تبلیغات
-ᴥᴥ** خــــــدا می بــیـند **ᴥᴥ҈−

-ᴥᴥ** خــــــدا می بــیـند **ᴥᴥ҈−
نویسندگان


  





 

رسول خدا(ص) فرمود:
در دولت او (امام زمان) مردم آنچنان در رفاه و آسایش به سر می برند که هرگز نظیر آن دیده نشده است.
سالروز آغاز امامت آخرین مرد نجات و مایه ی نزول برکات مبارک باد.





      
                

آقا ردای سبز امامت، مبارکت

   پوشیدن لباس خلافت مبارکت

  ای آخرین ذخیره زهرایی حسین

   آغاز روزگار امامت مبارکت




[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]
                                             



 

نکند بر شیشه ی دلتان سنگ می شویم!

ما به خیالمان که مدام دل تنگ می شویم

آقای تنهایِ جمعه های دلگیــــــــــــرمان

نکند با گناه برایتـــــــان ننگ می شویم!

   

      *********************


  

     آقا بیا دنیا سیــــــــــاه شده

     شیعه تنها و بی پنـــاه شده

     خم نمی شویم زیر بار ظلم

     ولی دشمنتان زیــــــاد شده


      *******************

     

   رسم بوده بعدِ یلدا، ســــردی بیاید

   بر طبیعت سایه ی مــــــرگی بیاید

   بیا آقا رسم و رسوم را عوض کن

   تا امسال بعد یلدا گــــــــرمی بیاید


     




[ پنجشنبه 26 آذر 1394 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

       
   
  


دل نبستی و پشت کردی به دنیا و دلبسته نشدی به زرق و برق آن، گذشتی و گذاشتی برای من که قدر بدانم حرمت آب و خاک وطنم را ! عزیز بشمارم لحظه لحظه نفس کشیدنم را در هوایی که به بوی عطر شهدا عطر آگین است!

شهید محسن مظفریان در سال 1345 در روستای زواره کوه از توابع اسلام آباد غرب متولد شد.  دوران ابتدایی را در روستای زادگاهش گذراند و بعد به همراه خانواده به اسلام آباد غرب آمدند و تحصیلاتش را تا تحصیل در دانشسرا ادامه داد. بسیار خوش اخلاق و مهربان بود و هیچوقت اهل غیبت نبود. خیلی دست و دلباز بود و به دیگران کمک می کرد.  در اوقات فراغتش کار می کرد تا کمک خرج خانواده باشد.  وقتی که در پایه پنجم ابتدایی درس می خواند، یک شیفت به مدرسه می رفت و نیمروز دیگر به همراه دوستش بامیه شکری می فروخت و تابستان هم بستنی می فروخت.  شهید محسن بهمراه دیگر برادر شهیدش حسن رضا  هیشه در مراسمات مذهبی شرکت می کردند و دعای کمیل و توسل را در مسجد قرائت می کردند. حتی برای نماز صبح به مسجد می رفتند و نماز را به جماعت بجا می آوردند.  بسیار بر نماز و روزه وحجاب تاکید داشتند و سعی می کردند با رفتار خود بر دیگران تاثیر بگذارند نه با اجبار. در سن 13 سالگی وارد بسیج دانش آموزی شد، در بسیج کارهای فرهنگی انجام می داد و شب ها نگهبانی می داد.  در هلال احمر نیز فعالیت می کرد. در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به همراه برادر دیگرش شهید حسن رضا در تظاهرات شرکت می کردند و اعلامیه امام ( ره) را پخش می کردند.  و یکبار توسط ماوران رژیم تحت تعقیب قرار می گیرند و خود را درون چاهی پنهان می کنند. شهید محسن بسیار به امام خمینی ( ره ) علاقمند بود همیشه سفارش می کرد که گوش بفرمان امام خمینی ( ره)  باشید  و از رهبر تبعیت کنید. و همگام ولابت فقیه حرکت کنید.

پدر شهیدان محسن و حسن رضا پاسدار بود و 2 پسر رشیدش  را بهمراه خود داوطلبانه به جبهه برد . پدر در منطقه غرب فعالیت می کرد و دو فرزند برومندش در جبهه جنوب جانفشانی می کردند.  پدر در منطقه پاوه با دشمنان درگیر می شود و در آنجا اسیر می شود  اما موفق می شود فرار کند و دو روز در یک جاده پیاده حرکت می کند . در همین موقع به امام زمان ( عج ) متوسل می شود که آقا تو کمکم کردی فرار کنم خودت یک ماشین برایم برسان در همین حین یک ماشین می رسد و ایشان را تا اسلام آباد می آورد.

زمانی که شهید محسن برای آخرین بار به مرخصی می آید خیلی بیقرار  و ناراحت بود و مادر از او می پرسد محسن چرا اینقدر پریشان و ناراحت هستی؟ می گوید مادر نمی گذارند به جبهه برگردم و می گویند باید در بسیج بمانی ولی آنها هر چه بگویند من می روم اگر شهید شوم در راه امام حسین ( ع) رفته ام.

شهید محسن در عملیات کربلای 4 شیمیایی می شود با این وجود بلافاصله که عملیات کربلای 5 شروع می شود در این عملیات حضور می یابد و در 26/10/1365 در منطقه شلمچه در اثر اصابت ترکش خمپاره به قلب به درجه ی رفیع شهادت نائل می شود. مزار شریف ایشان در گلزار شهدای اسلام آباد غرب است.

 

وصیت نامه شهید :

خدا رو شکر می کنم که سالهای عمرم را در ایامی قرار داد که  کلیه روزهای آن ایام الله است و مرا در فضایی قرار داد که آن فضا بوی کربلا و بوی اسلام  می دهد زیرا که فضا فضای جمهوری اسلامی استاعلام می دارم که ای حسین اگر آن روزها در صحرای کربلا نبودیم که از شما و از دین شما و از خط شما حمایت کنیم اینک در کشوری هستیم و رهبری داریم  که فرزند توست و کشوری داریم که کشور امام زمان استاین روزها به فرمان آن امام بزرگوار لبیک گفتیم و روانه جبهه ها گشتیم و اگر خداوند ما را هدایت کند و مورد رحمت خودش قرار دهد جان ناقابلمان را فدای جانان کنیم.

ختم زیارت عاشورا در قست نظرات 


با تشکر از دوستانی که در این ختم شرکت کردند ، برای حاجت رواییتان زیارت عاشورا می خوانم هدیه به امام حسین (ع) . 

 

یاس عزیزم ، مهدیه جون، ناهید جون ، سمیرا ز جون ، یار بی یاور ، آقای هادی منتظر ، مینا جون ، هانیه جون ، منتظر (وبلاگ آرزوی جهان مهدی صاحب الزمان (عج) 

ان شاءالله عاقبت به خیر بشین. 





[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]


امروز به عشاق حسین، زهرا دهد مزد عزا
یک عده را درمان دهد، یک عده بخشش در جزا
یک عده را مشهد برد، یک عده را دیدار حج
باشد که مزد ما شود، تعجیل در امر فرج

الهی آمیــــــــــــــــــــــن




[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]


چگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام را
چه علتی بیاورم ندیدن مدام را
شلوغ شد دل من از برو بیای هر کسی
ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


می نویسم که شب تار، سحر می گردد


یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد


التماس دعای فرج



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



آقای خوبم شما از دلم خبر دارید ...

دلم را آرام کنید...


 

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:

لبیک یاحسین! لبیک...

حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...

و من باز می گویم: لبیک یاحسین!

حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:

لبیک یاحسین!



حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:لبیک یاحسین! لبیک...

حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک...

حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

من به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک... 

حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...

من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک...

خورشید غروب کرده است...

من لبخندی می زنم و می گویم:

اللهم عجل لولیک الفرج...

حسین به مهدی نگاه می کند و می گوید:

"
مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم ، کسی نبود یاریم کند و ادعا کننده ای هم نبود،  تو از من

 مظلوم تری..."

به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:

"
دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند...

مهدی(ع) تنهاست...حسین(ع) تنهاست...

 




[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]



  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


چقدر آخر این ماه سخت و سنــــــگین است

تمام آسمان و زمین بی قرار و غمگین است

بزرگتر ز غم مجتبی (ع) و داغ رضا (ع)

فراق فاطمه (س) با خاتم النبیین (ص) است


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم
لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم
یا ایّها الرّسول بدون دعای تو
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

زآن طشت پر ز اشک خون در مقابلش

پیدا بود که زهر چه کرده است با دلش

مظلوم چون على و به مظلومیش گواه

 آنخانه نبى که بود در مقابلش

او حاصل نبــــــوّت و بیداد دشمنان

 از آب شعله خیز، شرر زد به حاصلش

عمر حسن ز عمر على سخت تر گذشت

 تا آن که مرگ آمد و حل کرد مشکلش

از ورطه اى که بود کران تا کران ملال

 موجى زد و رساند، شهادت به ساحلش

هر مرد راست محرم دل همسرش، ولى

 غربت ببین که همسر او گشته قاتلش

از زهر، پاره پاره و از صبر، ریزریز

 قـــــــــرآن برگ شـــهادت بود دلش

چشمش به لطف اوست «مؤیّد» که دم زند

 گاه از مصائب وى و گاه از فضایلش

شاعر: سیدرضا موید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواهی اگر ای دل که شود مشکلت  آسان  

در برزخ و در حشر نباشی تو هراسان

بگشای به درگاه رضا  دست گدایی      

 بنشین به در خانه ی سلطان خراسان

 




[ چهارشنبه 18 آذر 1394 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]

ممنونم آقا مرا هم به کربلایت راه دادی

حالا بی قرارتر شدم ، دلتنگتان هستم 

فقط بین الحرمین آرامم می کند...

     ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

الحمدالله برای درد پاهایم

دردی که شیرین ترین درد است

پایی که در  راه اربعین سالار شهیدان قدم گذاشته...

      ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 بی بی زینب (س) چی کشیدین خانم جانم... 

    

          ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آیت الله بهجت: روایت دارد که امام زمان (عج) که ظهور فرمود، پنج ندا می کند به اهل عالم، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَ  جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَ  جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(علیه السلام) به همه عالم معرفی می کنند... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین(علیه السلام) را شناخته باشند... 

اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین(علیه السلام) را نمی شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای  سیدالشهدا(علیه السلام) طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین(علیه السلام) به عالم است.


           ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



این سیل جاری جمعیت

کابوس هر شب دشمن ست 

شور و دلاوری ارث ماست

فردای این جهان روشن ست

ذکر همه، این زمزمه، لبیک یابن فاطمه (س)

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

خدایا کمک کن کربلایی بمانم ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

 





[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان




دلم ، جلو جلو آمده آقا زیـــــــــــارت
بپذیرید ، با همه سیاهی و وقاحت
بطلبید من هم با سر بیایم سوی دل
نشود کــــربــــلــــــــــا عقده روی دل

_____________


این همه بارید چشمانم
تا بشوید خاکستر دل
اما
باز نشد
لایق دیدارت 
حسین(ع) جانم

__________________

درد می کشد،
شش گوشه ی قلبم
از دوریت
یا حسین(ع)

________________________

حُّر می شود در
هوای بین الحرمین
هر نا اهلی ...

__________________________________

چشمانم کم آورده است 
توان سر ریز کردن 
غم دل را ندارد
کربــــلایت بد سنگینی می کند...

__________________________________________

خیره به زوارت ، بغض ، اشک ، آه ...
کی شوم لایق کرب و بلا ، آقای خوبم ، یا ابا عبدالله
از دل شکســـــــــــته ام که خبر دارید ، دریابید مرا...
    
                   _______________________________________________________

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خدایا زیارت با معرفت کربــــــــلا را نصیب دل های بی قرار کن ...

                                آمین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم






[ یکشنبه 1 آذر 1394 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

همه رفتند و دل بی سر و پا جا مانده

از هوای حرم کرب و بلا جا مانده

به گمانم که میان همه زائر ها

فقط امضای برات دل ما جا مانده

یک به یک می رسد از هر طرفی نامه دوست

که حلالم بکن ای از همه جا مانده

صرف کردند همه فعل خداحافظی و

یک نفر هست ز جمع رفقا جا مانده

اربعین، پای پیاده، حرم حضرت عشق

حسرتش بر دل تنهای گدا جا مانده

قصه این است که من لایق آقا نشدم

از همین است که این من ز شما جا مانده

نام ما را بنویسید کف صحن حسین

بنویسید که یک بی سر و پا جا مانده 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


می‌روی سوی بهشت کربلایش، خیر پیش!
حافظ تو سایة لطف خدایش، خیر پیش

زانوی لرزان و بهت تشنگی را می‌چشی...
کاش بودی کربلای او، به جایش... خیر پیش

راه- با پای پیاده- خوانده تا پَر واکنی...
بشکنی در خود... بمانی در هوایش، خیر پیش

یا پدر... یا مادرت، غمگین، دعایت کرده است...
شد اجابت، خواهش گرم صدایش، خیر پیش

نوحه خواندی... گریه کردی... این مُحرَّم هم گذشت...
شاید این«رفتن»، شده مزد عزایت، خیر پیش

کاروان او هم این راه طلب را رفته است...
می‌روی... اما نه مثل لاله‌هایش... خیر پیش

در مسیرت موکب بسیار و آب و احترام...
کاروانش تشنه بودند و ندایش:«خیر پیش!»

نه سری بر نیزه می‌بینی... نه خاکی بستر است...
یاد کن از شام و از رنج و بلایش... خیر پیش

حضرت زهرا(س) دعا کرده برای زائرش...
می‌شوی هر لحظه، مشمول دعایش، خیر پیش

می‌روی... جامانده‌گان راه را هم یاد کن...
گوشة جانانة صحن و سرایش، خیر پیش





[ یکشنبه 1 آذر 1394 ] [ 04:13 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]


AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان





در روایتی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم وارد شده است که فرموند:

ان الیتیم اذا بکی اهتز لبکائه عرش الرحمن (۱)

هرگاه یتیمی بگرید به جهت گریه او، عرش خداوند به لرزه در می آید.

روایت فوق در مورد هر یتیم است، از اطلاق آن برمی آید که حتی شامل غیر مسلمان نبز شود. حال که چنین است سوال این جاست که اگر این یتیم، نوه حضرت خاتم الانبیاء (ص) و صبیه مولا علی مرتضی(ع)  و حضرت صدیقه کبری علیهم السلام و نازدانه ابی عبدالله الحسین علیه السلام باشد، چه؟؟!!

حال اگر این یتیم را روی خارهای بیابان و آتش خیام بدوانند؛ چه به عرش الهی وارد می شود؟! اگر این یتیم را با تازیانه و کعب نی بزنند چطور و  اگر در دامن این یتیم سر پدر را قرار دهند؛ چه؟!

اینجاست که باید گفت از غم حضرت رقیه سلام الله علیها، لرزه بر عالم وجود افتاد از فرش تا عرش!


(۱) مجمع البیان: ج۱، ص۵۰۶٫


                                  ____________________


در دﺳﺖ ﺑﻼ ﻣﺎﻧﺪه ام و ﺣﯿﺮاﻧﻢ

ﻓﺮﯾﺎد ﻣﺮا ﻣﯽﺷﻨﻮی ، ﻣﯽداﻧﻢ

ﻓﺮﯾﺎدرﺳﯽ ﻏﯿﺮ ﺧﺪا ﻧﺸﻨﺎﺳﻢ

ای ﻧﻮر ﺧﺪارقیه(س)! تو را ﻣیخوانم

 


 

خانم رقیه جان(س) ! یاریمان کن تا در انتظار روزی که حضرت مهدی(عج) بیاید و

 انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم...

آمین
 




[ دوشنبه 25 آبان 1394 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: ... 2 3 4 5 6 7 8

درباره وبلاگ


فراز 47 دعای جوشن کبیر:

(47) یَا نُورَ النُّورِ یَا مُنَوِّرَ النُّورِ یَا خَالِقَ النُّورِ

یَا مُدَبِّرَ النُّورِ یَا مُقَدِّرَ النُّورِ یَا نُورَ کُلِّ نُورٍ

یَا نُورا قَبْلَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا بَعْدَ کُلِّ نُورٍ

یَا نُورا فَوْقَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ



به آیت الله بهجت (ره) گفتند :

کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید

فرمودند :
لازم نیست یک کتاب باشد
یک کلمه کافیست
که بدانی :

أَلَمْ یَعْلَم بِأَنَّ اللَّـهَ یَرَىٰ

"خـــــــدا می بینــــد"



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آیه قرآن
کد موزیک آنلاین برای وبگاه