-ᴥᴥ** خــــــدا می بــیـند **ᴥᴥ҈−
نویسندگان


        



         



      

                *******************************************************

     سالی که بـــهارش قدم  فاطمه س باشد

     صد ها بـــرکت از کرم فاطمه س باشد

     امید که یک مژده ز صد ها خبر خوش

     پیغام فـرج در حــــــرم فاطمه س باشد



        

 




[ پنجشنبه 12 فروردین 1395 ] [ 08:07 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]






بیایید برای فرج و سلامتی مولامون حتی شده یک گناه و ترک کنیم ...

لحظه تحویل سال دعای فرج یادمون نره ... 


****************


یا غفار الذنوب بگذر از گناهانم ، مرا آمرزیده و پاک وارد سال 1395 کن...

پشیمانم از تمام لحظاتی که تو را گم کردم ، تمام لحظاتی که بر خلاف امرت عمل کردم...

یا ارحم الراحمین ، مرا ببخش ...

نباشی آرامش نیست ...


****************


دوستانی که از من دلخوری دارید ازتون خواهش می کنم که من و ببخشید ...





[ چهارشنبه 26 اسفند 1394 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

  




[ شنبه 22 اسفند 1394 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

                   






                



[ دوشنبه 10 اسفند 1394 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

       


 ...

این کار، کار کیست؟! چه بد می زند به در
باور نکردنیست ، لگد می زند به در؟!

مشعل گرفته است که آتش به پا کند
یا با طناب دست شما را جدا کند

شاید تو بی علی شوی و او بدون تو...
از پشت در صدا بزنی یا علی نرو!

یعنی که قطره قطره بریزی به کوچه ها
نامش نیفتد از دهنت تا به انتها

یعنی بجنگ! وقت تماشا نمانده است
یعنی به او نشان بده تنها نمانده است


***


اینجا کجاست؟! چادر خاکی! چه می کنی؟!
تنها ترین نشانه ی پاکی چه می کنی؟!

اینجا غریبه نیست، چرا رو گرفته ای؟!
آیا تویی که دست به زانو گرفته ای؟!

دیر آمدم بگو که چه کردند کوچه ها
بانوی قد خمیده! زمین می خوری چرا؟!

این کودکت چه دیده که هی زار می زند؟!
هی دست مشت کرده به دیوار می زند
***
حق دارد او که طاقت این روز را نداشت
روزی که خانه دست کم از کربلا نداشت

روزی که از صدای غمت شهر خسته شد
روزی که چشمهای تو یکباره بسته شد

روزی که زخمهای عمیقت دوا نداشت
روزی که گریه های تو دیگر صدا نداشت

ای کاش بر زمین اثری از فدک نبود
ای کاش دست شوهر تو بی نمک نبود
***
توفان گرفت و آن شب یلدا شروع شد
خون گریه های عالم بالا شروع شد...


حسن اسحاقی

 

 




[ یکشنبه 2 اسفند 1394 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

   

استاد فاطمی نیا از شخصی نقل می کردند :

من در قسمت بایگانی اداره ای کار می کردم و پرونده های متعدد و بعضا بسیار مهم می آمد و ما در آنجا قرار می دادیم ، یک روز پرونده بسیار مهمی به دستم رسید ، چند روزی که گذشت متوجه شدم آن پرونده گم شده است ، هرچه گشتم پیدا نشد.

در آن گیر و دار که کاملا ناامید شده بودم پرونده به اندازه ای مهم شده بود که به بنده خبر دادند چون شما مسئول پرونده ها هستید اگر تا چند روز دیگر پیدا نشود،حکم سنگینی مانند حبس ابد در مورد شما اجرا می شود.

از این رو نزد یک نفر اهل دل رفتم، ایشان دستور ختمی دادند که انجام بده ، همان توسل را انجام دادم.

روزی که قرار بود نتیجه بگیرم از پرونده خبری نبود با ناراحتی از منزل بیرون آمدم تا نزدیکی خیابان مولوی رفتم ، دیدم پیرمردی جلو آمد و گفت : آقا! مشکل تو به دست آن شخص که عرق چین به سر دارد و درحال رفتن است ، حل می شود.

بدون توجه به این شخص با شنیدن این کلمات به طرف ایشان دویدم و گفتم: آقاجان به دادم برس ، گفته اند مشکلم به دست شما حل می شود ، پیرمرد نگاهی به من کرد و گفت : خجالت نمی کشی !؟ حالتی بهت زده و متعجب داشتم ، ایشان فرمودند ، چهار سال است شوهر خواهرت از دنیا رفته ، یک مرتبه هم به خواهرت و بچه هایش سرنزده ای ، انتظار داری کارت هم پیچ نخورد ؟! تا نروی و رضایت آنها را جلب نکنی ، مشکلت حل نمی شود.

بعد از شنیدن صحبت پیرمرد بلافاصله به منزل خواهرم رفتم. وقتی در زدم ، خواهرم همراه چن فرزند رنج دیده اش در را باز کرد ، متوجه شد من هستم ، گفت : چطور شده بعد از چهار سال آمده ای ؟! گفتم : خواهر از من راضی باش و بچه هایت را از من راضی کن ، رفتم مقداری هدیه گرفتم و آوردم و آنها را راضی کردم ، فردا که به اداره برگشتم به من خبر دادند که پرونده پیدا شده است.

این پیرمرد عرق چین به سر، کسی نبود جز عارف بزرگ مرحوم شیخ رجبعلی خیاط.

 

با اقتباس و ویراست از کتاب هزارویک حکایت اخلاقی.


منبع : کانال تلگرامی انجمن گفتگوی دینی




[ پنجشنبه 29 بهمن 1394 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]

 

   دل نوشته برای حضرت زینب (س)  

 

 ما زنــده باشیم و بی حرمتی به حــــرمت !

 نـــفس بکـشیم پــی ظلمتی به حـــــرمــت

 بی بی جـــــان نمیـگذاریـم با یــــاری خدا

 نزدیک شود به جز حق ، دولتی به حرمت

 

 دل نوشته برای امام زمانم (عج) یابن الحسن ارواحنا فداه 

 

دلـتــان نگیـــــــرد ، عمــه تنـهـــا نمی مــــاند

جــــــان می دهیم ، دگر خیــمه تنها نمی ماند

این روزها بغض داریم اما فریاد سر می دهیم

آقا جـــــان می آید ، شیـــــــــعه تنها نمی ماند

 

*********************


   شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات

 




[ یکشنبه 25 بهمن 1394 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]

       

 

ابراهیم دراول اردیبهشت سال 36 در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود.

 حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی و همراهی و شاگردی استادی نظیر علامه محمد تقی جعفری بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم موثر بود. در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد.  او همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش و پرورش منتقل شد و همچون معلمی فداکار به تربیت فرزندان این مرز و بوم مشغول شد. اهل ورزش بود. ورزش را با ورزش پهلوانان یعنی ورزش باستانی شروع کرد. در کشتی و والیبال چیره دست بود و هرگز در هیچ میدانی پا پس نکشید و مردانه می ایستاد . این مردانگی را می‌توان در ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی دراز وگیلان غرب تا دشت‌های سوزان جنوب مشاهده کرد . حماسه های او در این مناطق هنوز در اذهان یاران قدیمی جنگ تداعی می‌کند .

  در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان‌های کمیل و حنظله درکانالهای فكه مقاومت ‌کردند . ولی تسلیم نشدند تا سرانجام در 22 بهمن سال 61 بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب ، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگركسی او را ندید و همانطور که همیشه از خدا می‌خواست گمنام ماند و چه زیباست گمنامی که صفت یاران خداست.   

  

  

 

کتاب سلام بر ابراهیم:

»سلام بر ابراهیم» کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگینامه ای مختصر و ۶۹ خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است.

این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندند.

 

 

منبع:  http://www.ebrahimhadi.com


                    ************************************************************ 


                       جشن انقلابمون هم مبارک .


        به امید رسیدن نهضت خمینی(ره) به انقلاب مهدی (عج)  


                *************************************************************


برای سلامتی و تعجیل در امر فرج مولامون :


°°•●  اَللّهمَ صَلّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد وَعَجِّل فَرَجَهُم  °°•●




[ چهارشنبه 21 بهمن 1394 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]

    

مهمترین دعایی که بر هر مسلمانی واجب است که آن را در واجب‌ترین اعمال خود، یعنی نماز - آن هم روزی ده مرتبه به ذهن و زبان جاری سازد، دعای «اهدنا الصراط المستقیم» است. دعایی که حتی اگر بطور انفرادی و در خلوت و خانه خود بخوانیم باید کلمات و جملاتی را ادا کنیم که حکایت از گریز از تک‌روی و حضور جدی و فعال و مفید در جمع و جماعت دارد: نعبد، نستعین، اهدنا، علینا.

به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است.

 

    

 

موسی(ع) و دختران شعیب

یکی از نمونه‌های بارز رابطه دختر و پسر در قرآن، رابطه‌ای است که در آیات 23 و 24 سوره قصص طرح و تبیین شده است. موسی(ع) به عنوان فردی تبعیدی هم بیکار مانده است، هم همسر اختیار نکرده و هم بدون خانه و آشیانه!

دختران جوان شعیب در گوشه‌ای به انتظار فرصتی مناسب برای سیراب کردن گوسفندانشان ایستاده‌اند، موسی (ع) که برای رفع تشنگی به سمت چاه رفته بود جلو می‌رود. سئوال می‌کند جواب می‌شنود به علت حضور مردان در کنار چاه (آبشخور گوسفندان) کار سیراب کردن گوسفندان را به تأخیر انداخته‌ایم. پدر ما هم پیر است و برای کار کردن ناتوان. لذا ما به این کار (اقتصادی و تولیدی) همت گمارده‌ایم. موسی(ع) که در نیکوکاری و طرفداری از مظلومان پیشرو بود به دختران شعیب یاری می‌رساند تا دام‌های خود را سیراب کنند. این همان کار پیامبرانه است: کار بدون چشم داشت، فقط برای رضای خدا، حفظ عفت و پارسایی در ارتباط با افراد غیر همجنس، بدون انگیزه‌های غریزی.

این وعده الهی است که: «ان تنصرالله ینصرکم»؛ خدا از بالا دو پیامبر (موسی و شعیب) را به هم می‌رساند. دختران شعیب از موسی خواستند تا برای کار با پدرشان ملاقات کند. انجام شد، شعیب پیامبر(ع)، وقتی موسی را جوانی برومند، حق شناس، خویشتندار و صالح یافت پیشنهاد: کار در مزرعه، ازدواج با یکی از دخترانش، سکونت در محل کار را داد، بدین ترتیب اشتغال، ازدواج، مسکن، سه لازمه مهم زندگی جوانان برای موسی(ع) در فرآیند ارتباطی و حفظ عفت و کرامت و تقوا حاصل شد.

 

نکات مهم ماجرای مذکور:

1- دختران با حفظ حجاب و عفاف می‌توانند به فعالیتهای اجتماعی - اقتصادی بپردازند.

2- دختران از مرد نامحرم (حضرت موسی) برای رفع مشکل سیراب کردن گوسفندانشان درخواست کمک نکردند. این موسی بود که از آنان سئوال کرد.

3- ارتباط کلامی، بسیار کوتاه بود. شخصی نبود، بلکه کاری بود.

4- ارتباط کلامی در جمع و اجتماع انجام گرفت نه در خلوت. علنی بود، نه پنهانی .

5- نیت و انگیزه غریزی، جنسی، مادی نبود، صرفاً مساعدت و یاری و جلب رضایت خدا بود.

6- دختران شعیب با یکدیگر بودند، نه به تنهایی، یعنی دختران در بیرون رفتن سعی کنند تنها نروند، بلکه حداقل دو نفر باشند تا امنیت بیشتری برای آنان حاصل شود.

7- دختران در محیط کار از اختلاط با مردان پرهیز کنند.

8- مردان احساس مسئولیت کنند و نسبت به زنان عفیفه و پاکدامن و با حیاء بی تفاوت نباشند.

9- موسی(ع) با هر دو دختر سخن گفت و به هر دو کمک کرد، تا شبهه و توهمی ایجاد نشود.

10- موسی(ع) بعد از کمک و صحبت در حد ضرورت، ارتباط را ادامه نداد و به سرعت به سایه رفت. و از آنان دور شد.

           ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ          

 

سؤال1: آیا در گفتگوی زن و مرد نامحرم، فرقی بین گفت و گوی مستقیم و از راه دور هست؟

همه مراجع: خیر، هیچ تفاوتی در حکم نمی کند و در هر دو مورد، اگر با قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال دارد. [5]


سؤال2: چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی، چه حکمی دارد؟

همه مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد. جایز نیست. [6]


سؤال3: آیا سلام کردن مرد به زن نامحرم و زن به مرد نامحرم، جایز است؟

همه ی مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشکال ندارد. [7]


سؤال4: شوخی کردن با نامحرم چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست. [8]


سؤال5: آیا ارتباط صمیمی بین دختر و پسر در هنگام همکاری یا مهمانی اشکال دارد؟

همه ی مراجع: دوستی بین دختر و پسر جایز نیست؛ چون ترس افتادن به گناه در میان است. اما ارتباط شغلی، اگر باعث مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت شود، اشکال ندارد. [9]


سؤال6: نامه نگاری با نامحرم و طرح مسائل شهوانی از طریق ایمیل، چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: طرح مسائلی که باعث ایجاد فتنه و فراهم آوردن زمینه فساد است، اشکال دارد. [10]


از مجموع مطالب و مسائل مطروحه ی فوق نتیجه می گیریم که: هر گونه ارتباط بین دختر و پسر، قبل از ازدواج، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد.

اما ارتباط شغلی و حرفه ای و علمی و تحصیلی، اگر باعث فتنه و مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت شود، اشکال ندارد[11]

[5] امام، استفتاءات، ج 3، (نظر) س 52؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1936؛ مکارم، استفتاءات، ج 1، س 819؛ تبریزی، استفتاءات، 1622؛ صافی، جامع الاحکام، ج 2، ص 1673، نوری، استفتاءات، ج 2، س 656؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، 1718؛ خامنه ای، اجوبة الاستفتاءات، س 1145؛ العروة الوثقی، ج 2، النکاح م 3؛ سیستانی، sistani.org (اینترنت)، س 20 و 19؛ دفتر: وحید.

[6] سیستانی، sistani.org ، اینترنت؛ تبریزی، tabrizi.org ، اینترنت؛ دفتر: همه.

[7] العروة الوثقی، ج 2، النکاح، م 39 و 41.

[8] همان، م31 و 39؛ فاضل جامع المسائل، ج 1، س 1720 و خامنه ای، استفتاء، س 782.

 [9] خامنه ای، استفتاء، س 779 و 651 و دفتر: همه.

[10]  امام، استفتاءات، ج 3، سوالات متفرقه، س 127؛ دفتر: همه.

[11]  برگرفته از رساله ی دانشجویی، دفتر 16، صص191- 195

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


  

 


 

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 18 بهمن 1394 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ بنده ی خدا ]


برای خدای مهربونم  :


از این غروب تا طلوعی دیگر، 

 

راهی طولانی و تاریک دارم 

 

خدایا  ماهم شو ، چراغ راهم...


ـــــــــــــــــــــ

برای امام حاضرم :

آقا غروب جمعه  قلبم  سنگیـن می شود

دلِ  منتظرانتان چه غمگیـــــن می شود

می دانیم که می آیید آقـــــای صبورمان

همین امید ظهورتان ، تسکیـن می شود


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


آقا ببخش که موجب غمتان می شوم

من باعث دانه های اشکتان می شوم


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برای سلامتی و تعجیل در امر فرج مولامون :


°°•●  اَللّهمَ صَلّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد وَعَجِّل فَرَجَهُم  °°•●




[ پنجشنبه 15 بهمن 1394 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ بنده ی خدا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


فراز 47 دعای جوشن کبیر:

(47) یَا نُورَ النُّورِ یَا مُنَوِّرَ النُّورِ یَا خَالِقَ النُّورِ

یَا مُدَبِّرَ النُّورِ یَا مُقَدِّرَ النُّورِ یَا نُورَ کُلِّ نُورٍ

یَا نُورا قَبْلَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا بَعْدَ کُلِّ نُورٍ

یَا نُورا فَوْقَ کُلِّ نُورٍ یَا نُورا لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ



به آیت الله بهجت (ره) گفتند :

کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید

فرمودند :
لازم نیست یک کتاب باشد
یک کلمه کافیست
که بدانی :

أَلَمْ یَعْلَم بِأَنَّ اللَّـهَ یَرَىٰ

"خـــــــدا می بینــــد"



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آیه قرآن
کد موزیک آنلاین برای وبگاه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو